خشونت در وجود من در چه سطحی است؟

















انگشت دوم پای چپ به سمت انگشت بزرگتر متمایل باشد






هلن فیشر، پژوهشگر و روانشناس آزمونی برایتان طراحی کرده که نشان میدهد شما چه شخصیتی دارید.




چه نمرهای میگیرید؟
برای امتیاز دادن به آزمون، برای هر پاسخ کاملا مخالف به خودتان صفر امتیاز بدهید و یک امتیاز برای هر پاسخ مخالف، دو امتیاز برای هر پاسخ موافق و سه امتیاز برای هر پاسخ کاملا موافق. بعد از این، امتیازهای هر معیار را با هم جمع کنید. معیار اول میزان اینکه چقدر شما فردی جستوجوگر هستید را اندازهگیری میکند. معیار دوم اینکه چقدر فرد سازندهای هستید را نشان میدهد. معیار سوم مشخص میکند شما چقدر مدیر هستید و معیار چهارم اینکه چقدر فردی مذاکره کنندهای هستید را میسنجد. دو معیاری که امتیازتان در آن بیشتر است ویژگیهای شخصیتی اولیه و ثانویهتان را مشخص میکند.
سرشت شما تغيير نميكند
اين مسئله در شبي كه در واشنگتن سخنراني داشتم برايم اثبات شد. در آن شب خانمي از شنوندگان نزد من آمد و اظهار داشت كه سه سال است که با مردي در رابطه عشقي است. او ميگفت در اين زمان هيچوقت خودم نبودم و نتوانستم خودم را دوست داشته باشم. به دروغ وانمود ميكردم داستانهاي جنگي دوست دارم و به برنامههاي ورزشی علاقه دارم. او در كنار مرد مورد علاقهاش نقش افراد سادهلوح كه هيچ شناختي از علایق خود ندارند را بازي ميكرده. او تمام تلاش خود را ميكرده تا از عهده اين نقشها برآيد. ديگر ناتوان شده بود. ميگفت: «هرگاه مرد مورد علاقهام براي سفر كاري از شهر خارج ميشود من به خود واقعيام تبديل ميشوم.»
اريك فروم، روانشناس ميگويد:
«صداقت در عشق به اين معناست كه علاقه شما منجر به تخريب هويت كسي نشود.» من پيشبيني ميكنم كه اين زن نهايتا از اين نقش بازي كردن خسته ميشود و با خود واقعياش با عشقش روبهرو ميشود. صداقت او در نهايت دو نتيجه خواهد داشت؛ باعث شكست يا شكوفا شدن عشقش ميشود. مهم نيست چه بر سر رابطهشان ميآيد بلكه مهم اين است كه او حس بهتري نسبت به خودش پيدا ميكند.



![]() |
چگونه با جلب توجه کودک مقابله کنیدهمه انسانها نیازمند توجه هستند، اما برخی افراد بیش از دیگران خواستار این حس بوده، طالب توجه همیشگی و انحصاری هستند. روانشناسان معتقدند شدت این حس، در کودکان نسبت به بزرگترها بیشتر است و بسیاری از کودکان با دریافت احساس خوب از جلب توجه، سعی میکنند نهایت استفاده را از این کشف خویش ببرند و برای پیشبرد اهداف خود بیشتر به آن متوسل شوند. گاهی اتکای بیش از حد کودک بر جلب توجه و از سوی دیگر، تقویت این حس از جانب والدین باعث میشود هم کودک و هم والدین دچار مشکلاتی شوند. به همین دلیل بر والدین هوشیار واجب است با اتخاذ تدابیری خاص در تربیت، به فرزندشان بیاموزند جلب توجه نیاز بحق آنهاست ولی باید بدرستی برآورده شود. به این منظور پیشنهاد میشود:
از میزان توجهات منفی خود بکاهیداگرچه رفتارهای منفی کودک، باعث ناراحتی و عصبانیتتان میشود ولی برای موفقیت در کنترل رفتار کودک، بهتر است از میزان توجه خود به رفتار منفی کودک بکاهید. هر قدر بیشتر حساسیت نشان دهید شدت رفتار نامطلوب کودک بیشتر خواهد شد. بدانید کودکان بیشتر متمایلند رفتارهایی را تکرار کنند که با انجام آنها، توجه والدین را به خود جلب کنند. برای مقابله با این خواسته کودک، کمی صبور باشید و سریعا مقابل رفتار نامطلوب کودک، هرچند کوچک و جزئی، واکنش نشان ندهید. به جای برخورد مثبت با رفتار کودک مثلا با گفتن «پسر خوب از این کارها نمیکند»، «عزیزم، این کار را نکن» و... یا برخورد منفی با رفتار کودک مثلا «دیگه دوستت ندارم»، «کاری نکن تنبیهات کنم» و... سعی کنید از روش «نادیده گرفتن سنجیده» استفاده کنید و با توجه به نوع و شدت رفتار منفی کودک، کمتر به رفتار نامطلوب او توجه کنید.
به رفتار مطلوب و دلخواه توجه داشته باشیداصلی در روانشناسی کودک میگوید: «اگر رفتارهای مثبت بیش از رفتارهای منفی مورد توجه قرار گیرند، احتمال تکرار آنها نیز افزایش مییابد». با توجه به این اصل مهم، بهتر است رفتارهای مطلوب و مثبت کودک را مورد توجه قرار دهید و رفتارهای نامطلوب و منفی کودک را نادیده بگیرید. با اجرای این اصل، بیشک فرزندتان هم متوجه خواهد شد برای جلب توجه شما، باید چه رفتارهایی انجام دهد و از چه رفتارهایی دوری کند.
کمتر حرف بزنید و بیشتر عمل کنیداگر زمان زیادی را صرف صحبت کردن یا توضیح دادن کنید کودک، شما را جدی نمیگیرد. بنابراین پیشنهاد میشود خواسته و تقاضای خود را به کودک بگویید و پیامد مثبت و منفی فرمانبری یا سرپیچی را برایش توضیح دهید. فقط لازم است یک بار درخواست خود را بیان کنید و متعاقب آن به چیزی که گفتهاید عمل کنید. مثلا به کودک یک بار بگویید وسایلش را مرتب کند، بعد از اتاق خارج شوید. بعد از گذشت چند دقیقه، اگر کودک اطاعت نکرد، باید متوجه پیامد منفی رفتارش شود. شما باید تنبیه مورد نظر را بیفوت وقت اجرا کنید و به هیچ وجه از اشتباه کودک چشمپوشی نکنید. کودک به این طریق خواهد دانست که خود مسئول این تنبیه است و دیگران را نباید به خاطر سهلانگاری و بیتوجهی خود، مقصر بداند.
حس جلب توجه کودک را ارضا کنیدبا محول کردن برخی کارها میتوانید در جهت رفعکردن احساس جلب توجه کودک گام بردارید. مثلا میتوانید با توصیه کارهایی چون خرید برخی مایحتاج خانه، چیدن سفره، گردگیری خانه و جمع و جور کردن اتاق به کودک، به او در دریافت این حس کمک کنید. کودک با انجام این گونه فعالیتها، احساس مفید بودن میکند و توجه مثبت دیگران را نیز به دست میآورد.
احساس تعلق را به کودک القا کنیدبا بیان عباراتی چون تو مایه افتخار منی، از داشتن فرزند گلی مثل تو به خودم میبالم، از تو راضی هستم و... یا با گفتن کلمات محبتآمیزی چون نازم، عزیزم، امیدم، بهترینم، دختر / پسر خوبم میتوانید حس تعلق داشتن را به فرزندتان انتقال دهید.
بیقید و شرط به فرزندتان محبت کنیدبه دنبال دلیل یا بهانهای برای در آغوش گرفتن فرزندتان نباشید. گاهی اوقات لازم است بیهیچ دلیل خاصی او را در بغل گرفته، نوازش کنید و ببوسید. اگر محبت بیدریغ خود را در همه حال ارزانی کنید، بیتردید کودکتان نیز متوجه علاقه فراوان شما نسبت به خود میشود و خواهد دانست شما در هر شرایطی او را دوست دارید و برای دریافت مهر و محبت شما لازم نیست کار خاصی انجام دهد یا حرفی بزند.
چگونه با قدرتنمایی کودک مقابله کنیدهدف کودک از قدرتنمایی نشان دادن توانایی است.با شناخت و فهم علت نمایش قدرت نهتنها میتوان پاسخ بهتری به این رفتار کودک داد بلکه میتوان خشم خود را نیز مهار کرد. از سوی دیگر، والدین آگاه میتوانند از این فرصت برای هدایت رفتار کودک استفاده و با تقویت رفتارهای سازندهتری در جهت احساس توانایی، رفتارهای اشتباه را متوقف کنند. به این منظور بهتر است:
با کودکتان درباره آنچه میتواند انجام دهد صحبت کنید، نه آنچه نمیتواند.به جای بیان جملهای منفی که نشاندهنده نتوانستن کودک است و منجر به مقاومت و رفتار دفاع جویانه میشود، میتوانید با جملات مثبت از رفتارهای قابل انجام کودک صحبت کنید. مثلا به جای این که بگویید: «حق بازی کردن نداری، مگر آن که وسایل اتاقت را جمع کنی»، به کودکتان بگویید: «اول وسایل اتاقت را جمع کن و بعد بازی کن.»
بدرفتاریهای کودک را متذکر شویدبر رفتارهای نامطلوب کودک تمرکز کنید. سعی کنید هرگز شخصیت او را زیر سوال نبرید. بدانید اعمال کودک غیرقابل تحمل و ناپسند است، اما خود کودک مورد پذیرش و قابل احترام است؛ مثلا، به جای این که به کودک بگویید: «تو بسیار شلخته هستی» بگویید: «وسایل اتاقت به هم ریخته است». به این طریق کودک را مورد توجه قرار دادهاید و فرصت و اجازه تغییر در او ایجاد کردهاید.
به کودک مسئولیت بدهیدبا توجه به تواناییهای کودک، کارهای خاصی را به او واگذار کنید و وی را برای انجام آنها تشویق کنید. به این طریق کودک احساس توانایی کرده و قدرت کسب میکند.
درباره قوانین و عواقب رفتارها با کودک صحبت کنیددرباره رفتارهای نامطلوب با کودک گفتوگو و به صورت مشارکتی قوانینی را وضع کنید. بهتر است برای اِعمال پیامدها تصمیم بگیرید و از عواقب مثبت یا منفی اجرا یا تخطی از قوانین نیز صحبت کنید. در این صورت، حتی زمانی که رفتاری مغایر با قرارداد رخ دهد، کودک با شما مقابله نمیکند زیرا پیش از این با شما به توافق رسیده است.
از کودک نظرخواهی کنیددر انجام یا تصمیمگیری برخی امور خانه، کودک را دخالت دهید و از او مشورت بگیرید. بهتر است برای تشویق کودک، هرازگاه پیشنهادهای او را بپذیرید و در برخی موارد طبق نظرات او رفتار کنید.
به کودک حق انتخاب بدهیدبرای مقابله با مقاومت کودک، از روش حق انتخاب استفاده کنید. گزینههای مختلفی به کودک معرفی کنید و از او بخواهید یکی از آنها را انتخاب کند.
چگونه با حس انتقام کودک مقابله کنیدوقتی کودکتان به انتقام متوسل میشود، ممکن است رفتارهایی انجام دهد که باعث شود شما عصبی و برآشفته شوید و ناگهان از کوره در بروید و رفتارهایی از خود بروز دهید که اوضاع را وخیمتر کند. برای مقابله بهتر با این رفتار کودک، بهتر است از راهکارهای پیشنهادی زیر استفاده کنید:
فهرستی از نکات مثبت فرزندتان تهیه کنیدبا تهیه این فهرست میتوانید کودکتان را درکل ببینید نه در جزء. به دیگر سخن، تهیه این فهرست به شما کمک میکند تا بدانید اگر فرزندتان یک رفتار منفی دارد، در مقابل آن رفتاری مثبت هم موجود است. با این نگاه، کودکتان را قابل تحمل خواهید دید و کمتر احساس باخت و رنجش خواهید کرد. از این فهرست میتوانید در مواقع لزوم برای تمجید و تشویق کودک نیز استفاده کنید.
هرگز تلافی نکنیدمعمولا کودکان هنگام انتقامجویی برای جریحهدار کردن احساسات یا جری کردن والدینشان از بددهنی و ناسزاگویی استفاده میکنند. در چنین مواقعی ممکن است والدین مستاصل شوند و مقابله به مثل کنند و به کودک فحش و ناسزا بدهند. این رفتار دوسویه، اشتباهی است که منجر به تشکیل دور باطلی میشود که گاه نمیتوان آن را پایان داد.
رفتارهای مثبت را تشویق کنیدبر رفتارهای مثبت بیش از رفتارهای منفی او توجه کنید. هرگاه عمل مثبتی را در کودک دیدید بلافاصله تشویق و تحسین کنید. به جملات تشویقی خود توجه بسیار داشته باشید. سعی کنید رفتار مثبت را بزرگنمایی کنید و آن رفتار را مورد توجه بسیار قرار دهید، نه آن که رفتارهای منفی پیشین را در مقابل رفتار مثبت قرار دهید. مثلا به جای آن که بگویید: «این رفتار خوب بود نه مثل آن روز که...» میتوانید بگویید: «این رفتارت چقدر زیباست، من که خیلی خوشحال شدم.»
برخی والدین به جای تشویق، کودک را مورد سرزنش قرار میدهند؛ مثلا میگویند: «چه عجب، این رفتار از تو بعید است»، «از این کارها هم بلد بودی ما نمیدونستیم؟!» و...
آرامش و خونسردی خود را حفظ کنیدگاهی ممکن است کودک شما به قدری گستاخی کند که قادر به تحمل نباشید، در چنین مواقعی، بر عصبانیت لحظهای خود غلبه داشته باشید و با ترک موقت موقعیت، آرامش خود را بازیابید.
چگونه با احساس بیکفایتی کودک مقابله کنیداگر در تربیت خود احساس بیکفایتی میکنید یا کودکتان را فرد ناتوانی میبینید، بهتر است به جای احساس دلسردی و ناامیدی به موارد زیر توجه کنید:
برای تربیت درست وقت بگذاریداحساس بیکفایتی، حسی کشنده و ویرانگر برای کودک است، دایره عمل این حس بسیار گسترده است و میتواند بر دیگر ابعاد زندگی کودک نیز تاثیر بگذارد. بنابراین بر والدین آگاه واجب است تا دیر نشده، درصدد رفع این مشکل برآیند.
به فرزندتان نشان دهید که بعضی اوقات اشتباه کردن رفتاری طبیعی است.زمانی که کودکتان در انجام رفتاری شکست خورد یا خطایی مرتکب شد، میتوانید با پرسشهایی چون به نظرت چه کار باید کرد که دفعه بعد این اتفاق نیفتد؟ میتوانی دفعه بعد جبران کنی یا با بیان داستانهایی که نشان میدهد افراد بعد از شکست خوردن، توانستهاند به موفقیتهای بسیاری دست یابند، کودک را دلگرم و امیدوار سازید.
از کودک کارهایی بخواهید که بتواند انجام دهدهنگام دستور دادن یا درخواست تقاضایی از کودک، به شرایط و تواناییهای او توجه داشته باشید. هرگز کارهایی را به فرزندتان واگذار نکنید که قادر به انجام دادن نباشد.
هر تلاش و موفقیت کوچکی را تشویق کنیدهر بار که کودکتان توانست از عهده فعالیتها و وظایف محوله، هرچند کوچک و جزئی، بخوبی برآید، او را به طرق مختلف تشویق کنید و به او این حس را القا کنید که میتواند موفقتر از الان هم باشد، به شرط آن که بخواهد و تلاش کند.
خودگویی مثبت را به کودک یاد دهیدبه فرزندتان یاد دهید که راجع به خود جملات مثبت و امیدوارکننده بگوید: «من میتوانم موفق شوم»، «من دوستداشتنی هستم»، «من این کار را انجام میدهم» و... بیان این جملات باعث میشود کودک در خود احساس توانایی و کفایت کند و برای ظهور تواناییهایش تمام تلاش خود را به کار گیرد.
هرگز تسلیم نشویدزمانی که فرآیند جبران را آغاز کردید، در همه حال کنار فرزندتان باشید. این امر بسیار زمان بر است، اما شما نباید ناامید و دلسرد شوید. صبر داشته باشید و هرگز به خاطر بیتابی کودک یا بیحوصلگی، کار کودک را خودتان انجام ندهید.
|
![]() |
عذرخواهی کردن کودکبرای كودك عذرخو اهی می تواند واژه و مفهوم پیچیده ای باشد . اما از سنین خیلی پایین قادر به یادگیری احساس تاسف و عذرخواهی است . در ذیل چند توصیه كارشناسان آورده می شود :
1 - از همان سنین خیلی پایین به توضیح قوانین رفتاری بپردازید .
2 - هم چنین با او درباره كار غلطی كه انجام می دهد صحبت كنید .
3 - با مثال آموزش دهید در صورت لزوم عذرخواهی كنید و به كودكتان نشان دهید كه بزرگسالان از این كار مبرا نیستند .
یك عذرخواهی صمیمانه می بایست شامل كار غلطی كه كودك در جهت آسیب به گروههای دیگر انجام می دهد باشد .با دقت هر چه تمام راه جلوگیری از بروز اشتباه در آینده را تععین نموده و آن را به یك درس تجربی تبدیل نمایید
هر انساني بايد از مراحل مختلف رشدي عبور کند تا به بزرگسالي برسد. اين مراحل رشد شامل رشد جسمي، جنسي، رواني و اجتماعي است. اگر دوران شيرخوارگي را کنار بگذاريم، کودک از 3 سالگي تا 7 سالگي و بعد از 7 تا 11 سالگي در دوران کودکي به سر ميبرد. از 3 تا 7 سالگي يعني سنين پيش از دبستان کودک تفکر شهودي دارد، فکرهاي عميق ندارد و در کارهاي خود، بيمنطق است. علاوه بر اين خودش را مرکز عالم ميداند و تصور ميکند همه بايد مطيع او باشند و همهچيز را از آن خود ميداند. نکته مهمتر اينکه کودک خوب و بد را به صورت انتزاعي در نظر نميگيرد و کارهايي را که انجام ميدهد خطا نميداند. اما از سن 6 سالگي به مرور زمان خوب و بد را ميشناسد و منطق کمکم در افکار و اعمالش شکل ميگيرد. در سنين کودکي، بچهها همهچيز را بزرگتر از حد واقعياش در نظر ميگيرند و به بيان ديگر همهچيز در نظر بچهها غلوشده است بنابراين والدين بايد بدانند در اين سنين بچهها را زياد تنبيه يا تشويق نکنند چون بسيار مضر است.
اما اگر کودک واکنش مثبتي نشان نداد يا سن کودک در حدي بود که خوب و بد را تشخيص بدهد و کارش خيلي بد بود به صورت مستقيم از او بخواهيد که عذرخواهي کند. اما والدين بايد توجه داشته باشند که اين تقاضا همراه با خشم و خرد کردن شخصيت کودک نباشد. به عنوان نمونه «تو بچه خوبي هستي ولي انتظار من از تو اين نبود» يا «من تو را دوست دارم اما اين رفتارت خيلي زشت بود بايد عذرخواهي کني» يا «حتما خسته بودي يا حواست نبوده که چنين رفتاري را مرتکب شدي» بعد از کودک بخواهيد که عذرخواهي کند و سپس بگوييد از دوستت ميپرسم عذرخواهي کردي يا نه!
|

|
|
رقابت بین بچه ها زمانیکه بچه ها وارد سنین ابتدایی می شوند، ممکن است وارد مرحله جدیدی به نام رقابت شوند. همانطور که خصوصیات شخصیتی و تمایلات آنها بیشتر رشد می کند و بدن آنها قوی تر می شود، ممکن است درگیریهای جدید و شدیدی را با یکدیگر آغاز کنند.
والدینی که طلاق گرفته اند و مجدد ازدواج کرده اند اغلب با قرار دادن بچه هایشان در کنار یکدیگر، با مسائل پیچیده ای مواجه می شوند. هل دادن، ضربه زدن،استدلال، اذیت کردن و سخن چینی کردن بیشتر اوقات آنها را پر می کند و در نهایت ممکن است منجر به عصبانیت پدر و مادر شود.
حقیقت این است که بعضی از خواهر و برادرها کل زندگی خود را با یکدیگر سروکله می زنند. این درگیریها و سرو صداها اجتناب ناپذیر است. از طرفی دیگر، زمان خوبی است تا به فرزندان خود اهمیت حل و فصل محترمانه مشکلات بین یکدیگر را آموزش دهید و با کنترل و درک بیشتر می توان سردردها را کاهش داد و فضای مناسب در خانه را حکم فرما ساخت.
درمورد رقابت خواهر و برادران چکار می توان انجام دادزمانیکه بچه ها در سنین ابتدایی با یکدیگر بحث و بگو مگو می کنند، بهترین روش این است که دخالت نکنید. به جای آن می توانید آنها را تشویق کنید تا خودشان این مسئله را حل و فصل کنند. به آنها توضیح دهید که این مسئله از دید شما چگونه است. به صحبتهای هر دو طرف گوش دهید و به فرزندان خود بگویید که چه شنیده اید.
به آنها بگویید که متوجه وضعیت موجود هستید و اینکه مطمئن هستید که آنها می توانند راه حلی برای آن پیدا کنند. در دراز مدت، حل و فصل کردن مشکلات توسط خودشان به یک مهارت برای آنها تبدیل می شود که آن را می آموزند و همچنین باعث کاهش تنشهای عصبی در خانه می شود
البته بعضی از مسائل وجود دارد که به تنهایی و توسط خود آنها قابل حل کردن نیست. بنابراین می توانید یک جلسه مشورتی خانوادگی تشکیل دهید.
صحبت بچه ها را برای خودشان بازگو کنید و نکات اصلی صحبت آنها را بنویسید. سپس هر وضعیت را برای آنها بخوانید و از آنها بخواهید تا راه حلی برای آن پیدا کنند. در خصوص نظرات و راه حلها با یکدیگر بحث کنید. اگر مشکل برطرف نشد و بچه ها همچنان ناراحت هستند، نیم ساعت به آنها وقت استراحت بدهید سپس مجدد امتحان کنید.
جلسات مشورت را ادامه دهید تا ببینید که چگونه راه حلها جواب می دهد. در نهایت این احتمال وجود دارد که آنها از برگزاری جلسات مشورت خسته شوند و برای جلوگیری از آن، خودشان راه حل مناسبی پیدا کنند.
توهین و اذیت کردن در دعواهای بین خواهر و برادرها مسئله ای شایع و اجنتاب ناپذیر است. توهین و نیش زدن می تواند رقابت را تشدید کرده و اثر منفی روی آنها بگذارد. زمانیکه متوجه می شوید یکی از فرزندان شما به برادر یا خواهرش در حین بحث و گفتگو توهین می کند، در حضور او چیزی نگویید. اجازه دهید تا تنها شود سپس به او بگویید که کار درستی نکرده است که این توهین را به برادر یا خواهر خود کرده است. اگر جلوی خواهر یا برادرش سعی کنید که او را متوجه اشتباهش کنید ممکن است که به خاطر این تحقیر، حس انتقام جویی در او شکل بگیرد.
اگر مشکل جدی و شدید باشد با مشورت تمام اعضای خانواده تنبیهی برای او در نظر گرفته شود. مثلا از مدت زمان تماشای تلویزیون یا مقدار پول توجیبی او در ازای هر دشنام یا کار خطایی که از او سر می زند، کاسته شود. به این شکل او یاد می گیرد که چگونه جلوی دهان خودش را بگیرد.
با خواهر و برادر ناتنی مدارا کنیدمعمولا رقابت بین خواهر و برادرهای ناتنی زیاد دیده می شود و این امکان وجود دارد تا رقابت و جنگ بین بچه های طلاق منجر به اضطراب، سردرگمی و پوچی می شود.
گام نخست این است که در ابتدا، انتظار زیادی از او نداشته باشید. ممکن است سالها زمان ببرد تا خواهر و برادرهای ناتنی به یکدیگر عادت کنند. بنابراین در ابتدا سعی کنید با آنها صحبت کنید و اجازه دهید که با نقطه نظرات یکدیگر آشنا شوند. هرگونه تغییر یا تغییرات مسئولیتی را برای آنها توضیح دهید و قانون و اساس روال خانوادگی را برای آنها شرح دهید.
سپس تلاش کنید تا جائیکه امکان دارد، از آنها بخواهید مشکلاتشان را خودشان برطرف کنند. اگر مشکل جدی است بهتر است تا شما هم در جلسات آنها شرکت کنید یا از آنها بخواهید برای پیدا کردن راه حل جلسه تشکیل دهند. از آنجائیکه ممکن است در سالهای اولیه مشکلاتی بین خود زن و مردی که مجدد با یکدیگر ازدواج کرده اند وجود داشته باشد بنابراین سعی کنید تا از مقایسه کردن فرزندان با یکدیگر و قضاوت کردن آنها خودداری کنید.
اگر امکان سفر برای خانواده وجود دارد پس بهترین موقعیت است تا در طول سفر پروژه های مشارکتی بین فرزندان گذاشته شود تا بیشتر با یکدیگر تعامل و همکاری داشته باشند. به طور مثال تمیز کردن پارکینگ یا حیاط آنها را مجبور می کند تا همکاری و توافقاتی بین آنها بوجود بیاید اما هرگز به زور باعث پیوند میان آنها نشوید اجازه دهید که آنها به فضاها و مرزهای مابین خود ادامه بدهند.
اگر آنها مجبور هستند که از یک اتاق مشترک استفاده کنند، فضا را برای آنها تقسیم کنید و برای هریک قانونهای مشخصی بگذارید. اداره خانواده ای که بچه های ناتنی دارد ممکن است دشوار به نظر برسد اما با انعطاف پذیری، صبر، عشق و درک می توان به راحتی این دشواریها را از میان برداشت.
|




|
|
|
|
|
|
رعايت دقيق مقدار مصرف دارو: مقدار دارويي كه پزشك تجويز كرده را بايد به به طور دقيق ( نه بيشتر و نه كمتر) به كودك داد و دارو را تا پايان دوره مصرف ادامه داد. هرگز خودسرانه دارو را به خاطر از بين رفتن علائم بيماري، قطع نكنيد.
خواندن دقيق نسخه: حتما به شيوه و زمان مصرف دارو توجه داشته باشيد. شيشه شربت سوسپانسيون را به خوبي قبل از مصرف تكان دهيد تا ذرات دارو كاملا حل شوند. از مسئول داروخانه بخواهيد تا در صورت نياز به نگهداري دارو در يخچال اين نكته را روي نسخه يادداشت كند.
اجتناب از خرد كردن قرص: هيچ وقت بدون تجويز پزشك قرص را نرم و كپسول را خالي نكنيد؛ زيرا اسيدهاي معده يا بعضي از مواد غذيي باعث تداخل در تاثير دارو مي شوند. همچنين روكش قرص يا كپسول مي تواند طعم ناخوشايند دارو را بپوشاند.
طعم نامطلوب دارو: اگر دارويي كه براي كودك تجويز شده بدطعم باشد، او روش هاي مختلفي را به كار مي بندد تا از خوردن دارو سرباز زد. در اين صورت شما بهتر است ابتدا تكه اي كوچك نان يا شيريني مربايي به او بدهيد تا پرزهاي زبان را بپوشاند و طعم دارو را كاهش دهد. ماليدن كمي يخ روي زبان نيز مي تواند پرزهاي زبان را بي حس كند. در مورد آخر دهان نيز شكلات يا آدامس نعنايي مؤثر است.
آموزش بلعيدن قرص: براي اينكه كودك بتواند قرص يا كپسول را ببلعد، از او بخواهيد در حالت نشسته يا ايستاده قرص را همراه با ليوان بزرگ آب قورت دهد. بطري آب از ليوان بهتر است زيرا نوشيدن از دهانه آن، كودك را مجبور به عقب بردن سر مي كند كه بلع را ساده تر خواهد كرد.
توجه در صورت استفراغ كودك: اگر كودك بعد از خوردن دارو استفراغ كرد يا پس از نيم ساعت قرص را از دهانش بيرون انداخت، با پزشك يا مسئول داروخانه مشورت نماييد تا متوجه شويد آيا نيازي به مصرف مجدد دو هست يا نه.
خوراندن دارو به كمك سرنگ:در صورتي كه شربت را به كمك سرنگ يا قطره چكان به كودك مي دهيد، سعي كنيد سر لوله را به جاي روي زبان به سمت گونه بچه نگه داريد. در اين صورت مايع بين لثه ها و گونه بچه پخش مي شود و بلع را راحت تر خواهد كرد.
شياف:قبل از استفاده، شياف را در يخچال يا ليوان آب سرد بگذاريد تا راحت تر وارد بدن كودك شود. به علاوه، كمي شير پاك كن يا كرم مرطوب كننده نيز روي پوست كودك بماليد تا اذيت نشود. اگر فقط نيمي از شياف كافي است، آن را از طول نصف كنيد.
برچسبها: ایران گردی, پزشکی, پزشکی کودکان, نکاتی در مورد مصرف دارو برای کودکان |
|
|
|
اگر چه شیر دادن به دوقلوها در تصور خیلی از افراد کار سخت و دلهره آوری است، اما بدن مادر می تواند شیر مورد نیاز هر دو نوزاد را تامین کند. از آنجا که بسیاری از دو قلوها زودتر از زمان موعد دنیا می آیند شیر مادر می تواند فواید زیادی برای آن ها داشته باشد و سیستم های دفاعی و ایمنی بدن آن ها را تقویت کند. شود دیگر تغذیه دوقلوها با شیر مادر این است که صرفه جویی در زمان صورت می گیرد زیرا پر کردن و آماده کردن دو شیشه شیر برای نوزادان زمان بر تر خواهد بود.
اگر دوقلوها ی شما زودتر از زمان موعد دنیا آمدند پس احتمالا از طریق لوله تغذیه می شوند که پیشتر در مورد آن توضیح دادیم. اما اگر نوزادان شما در حدود 37 هفتگی به دنیا آمدند، احتمالا با مشکلاتی روبرو هستند و به طور کامل نمی توانند سینه شما را بگیرند و از آن شیر بنوشند به همین دلیل توصیه می شود از فنجانهای شیرخوری نوزاد (که تقریبا با شیشه شیر کمی متفاوت است و نوزاد باید آن را بمکد تا شیر به دهانش بیاید و مکیدن از این فنجان ها کمی سخت از شیر خوردن از شیشه شیر است) استفاده شود، زیرا استفاده از این نوع فنجان ها کمک می کند زمانی که نوزادتان آمادگی پیدا کرد، سینه خود را جایگزین آن کنید.
نظم در شیر دادن نوزادان:شاید تصور کنید که برای شیردادن به هر نوزاد زمان بندی مختلفی در نظر بگیرید، کار خود را در برابر شیر دادن به دوقلوها راحت کرده اید، اما اگر بتوانید این کار را به طور همزمان برای هر دو انجام دهید زیرا که در این شرایط کار بسیار راحت تر خواهد بود. یا شما می توانید تغذیه کردن کودک را به زمانی که او گرسنه می شود، واگذار کنید و یا اینکه یکی از قل ها را بیدار کنید و به او شیر دهید و زمانی که سیر شد، دیگری را تغذیه کنید، که به این ترتیب هر دو هم زمان تغذیه می شوند.
احتمالا زمانی که در دوران شیردهی دوقلوها به سر می برید خیلی احساس گرسنگی خواهید کرد، حتما غذای کامل مصرف کنید و یک غذای ساده همیشه آماده داشته باشید تا سطح قند خون شما پایین نیاید. حتما آب و نوشیدنی و مایعات زیاد بنوشید زیرا بدن شما در شرایطی قرار دارد که آب زیادی از دست می دهد.
شاید نوزادان شما سینه ای را بیشتر ترجیح دهند، اگر هر دو آن ها یک وزن هستند هیچ اشکالی ندارد. سینه ای را که ترجیح می دهند، به وی بدهید، اما اگر وزنشان مساوی نیست بهتر است به صورت متناوب سینه خود را برای آن ها عوض کنید تا مطمئن شوید هر دو غذای کافی دریافت می کنند و روند تولید شیر به درستی انجام می شود.
وضعیت شیر دادن به نوزادان:اگر شما قصد دارید هر دو نوزاد خود را به صورت همزمان شیر بدهید، باید به موقعیت قرار گرفتن آن ها فکر کنید. شما می توانید از روش سنتی که پیشتر در مورد وضعیت شیر دادن به نوزاد گفته شد برای یکی از آن ها استفاده کنید. یعنی با دست های خود سر نوزاد را گرفته و با استفاده از بالشت ارتفاع آن را را تنظیم کنید تا زمانی که در موقعیت مناسب قرار بگیرد. در حالی که شما روی تخت دراز کشیدید در حالی که در زیر کمر شما بالشت قرار دارد تا آن را بالا نگه دارد، نوزاد دیگر را روی بازوی خود قرار دهید به طوری که پاهای او را پشت کمرتان دراز کنید. البته شیر دادن دو قلوها به طور همزمان مسلما کار راحتی نیست و شما نیاز به تمرین خواهید داشت تا بتوانید این کار را با موفقیت انجام دهید. البته روزهای اول شما می توانید از همسر خود کمک بگیرید تا یکی از نوزادان را او با دستش نگه دارد، اما به تدریج شما به این کار عادت خواهید کرد و راحت تر و بدون کمک کسی آن را انجام خواهید داد.
برچسبها: ایران گردی, پزشکی, پزشکی کودکان, شیر دادن به نوزادان دوقلو |
|
در این مطلب به ده نکته اصلی جهت آموزش مادران محترمه که دارای فرزند پسر هستند اشاره می شود:
1. بیضه نزول نکردهمتاسفانه در حال حاضر تعداد قابل توجهی از نوزادان پسر که دارای بیضه نزول نکرده هستند، تشخیص داده نمی شوند و در کمال تعجب موقعی تشخیص داده می شود که پسر می خواهد به سربازی برود و توسط پزشک معاینه می شود.
هنگام تولد هر دو بیضه باید در داخل کیسه بیضه قرار گرفته باشند. والدین باید حتما از پزشک متخصص اطفال که فرزندشان تحت نظر وی است بخواهند که فرزند آنها را از نظر بیضه نزول نکرده معاینه کند. گاهی بیضه نزول نکرده دو طرفه است و اگر به موقع درمان نشود، فرزند آنها در آینده قدرت باروری نخواهد داشت، ضمن اینکه بعلت داشتن ظاهر دستگاه تناسلی غیر طبیعی ناشی از خالی بودن کیسه های بیضه، از نظر روحی همیشه تحت فشار خواهند بود.
مادران باید بدانند که حداکثر سنی که ما می توانیم منتظر بمانیم تا بیضه ها در محل طبیعی خود قرار گیرند، 12 ماهگی است. در پایان 12 ماهگی این بیضه ها باید حتما توسط عمل جراحی پائین آورده شوند. در ضمن بیضه های نزول نکرده استعداد به سرطان زیاد دارند، حتی اگر به موقع جراحی شده باشند. بنابراین اینگونه پسرها باید تا آخر عمر از نظر احتمال ابتلا به سرطان بیضه تحت نظر باشند.
2. آب آوردن کیسه بیضه یا هیدروسلدر تعدادی از نوزادان پسر هنگام تولد کیسه بیضه متورم است و پس از بررسی مشخص می شود که کیسه بیضه دارای مایع یا همان هیدروسل است. هیدروسل در نوزادان پسر دو نوع است: ارتباطی و غیر ارتباطی. اکثر موارد نوع هیدروسل ارتباطی است، در نوع ارتباطی اگر کیسه بیضه به آهستگی با دو انگشت فشرده شود مایع داخل آن وارد شکم می شود و کیسه بیضه کوچک می شود، ولی بعدا دوباره مایع وارد کیسه بیضه می گردد. هیدروسل ارتباطی معمولا تا سن دو سالگی بعلت بسته شدن راه ارتباطی شکم با کیسه بیضه بهبود پیدا می کند و باید قبل از جراحی تا دو سالگی منتظر شد.
3. تنگی مجرای ادرارنوزادان پسر که در دوره شیر خوارگی ختنه می شوند بعلت برداشته شدن پوست محافظ کلاهک آلت تناسلی، اسید ادرار مجرای ادرار را سوزانده و کم کم مجرای ادرار تنگ می شود و گاها بقدری تنگ می شود که به آن مجرای ادرار سوزنی می گویند. در اینگونه پسر بچه ها باید با یک عملی که سرپائی است، مجرای ادرار تنگ شده باز شود، چون تنگی مجرای ادرار سبب افزایش فشار داخل مثانه و سبب فشار بر روی کلیه ها می شود.
4. ختنهاگر فرزند شما بیش از 2 ماه دارد و هنوز ختنه نشده است بهتر است از روش جراحی برای ختنه استفاده شود. والدین نباید ختنه را یک عمل ساده بدانند، انجام ختنه خوب یک هنر است. بهترین روش برای انجام ختنه، روش جراحی است که یک روش استاندارد دارد که توسط ارولوژیستها انجام می شود.
شاید از هر 100 پسر بچه ای که ختنه می شوند حتی یک نفر آنها نیز به روش استاندارد ختنه نمی شود. استفاده از حلقه برای ختنه هم پر عارضه بوده و هم اینکه تمام پوست ناحیه ختنه گاه برداشته نمی شود. ختنه یک عمل جراحی است و نباید آنرا دست کم گرفت. اینکه یک نفر پای بچه و یک نفر دست بچه را می گیرد و بعد بچه ختنه می شود، بدترین کار است، و ضربه روحی آن تا آخر عمر در کودک باقی می ماند.
5. هیپوسپادیاسهیپوسپادیاس به معنای باز شدن سوراخ مجرای ادرار پائین تر از محل طبیعی در سطح تحتانی آلت تناسلی می باشد. در این کودکان باید ختنه را تا زمان اصلاح هیپوسپادیاس به تاخیر انداخت چون از پوست ناحیه ختنه گاه جهت ترمیم هیپوسپادیاس استفاده می شود.
6. عفونت ادراریاگر پسر بچه ای یک بار مبتلا به عفونت ادراری ثابت شده باشد، باید از نظر وجود احتمالی ریفلاکس (برگشت ادرار از مثانه بطرف بالا به حالب و کلیه ها) بررسی شود.
7. شروع بلوغوالدین باید فرزندان خود را از نظر شروع به موقع بلوغ تحت نظر داشته باشند. در فرایند بلوغ دو مشکل می تواند اتفاق بیفتد: شروع دیررس و عدم شروع. فاجعه موقعی اتفاق می افتد که بلوغ شروع نشود و والدین متوجه آن نشوند. اولین نشان بلوغ بزرگ شدن بیضه ها است. آن معمولا ما بین 13-12 سالگی اتفاق افتاده و حداکثر باید تا 14 سالگی اتفاق بیفتد.
8. چرخش آلت تناسلیاگر کودک شما کج ادرار می کند احتمالا دچار چرخش آلت تناسلی است و بهتر است با یک پزشک متخصص مشورت نمائید.
9. دستگاه تناسلی مبهمدر مواردیکه بچه با دستگاه تناسلی مبهم بدنیا آمده است (از روی دستگاه تناسلی نمی توان قضاوت کرد که کودک دختر است یا پسر) به هیچ وجه نباید بدون بررسی کودک را پسر تلقی کرد و او را مثل پسر بزرگ کرد.
10. بهداشت ناحیه تناسلیتا زمانیکه کودک ختنه نشده است نگه داشتن بهداشت ناحیه تناسلی خیلی مهم است. باید با دست پوست ناحیه ختنه گاه هر چند وقت یکبار به طرف عقب رانده شود تا مابین پوست ختنه گاه و کلاهک آلت تناسلی چسبندگی ایجاد نشود، در ضمن باید از تجمع ترشحات ما بین پوست ختنه گاه و کلاهک آلت تناسلی جلوگیری کرد.
برچسبها: ایران گردی, پزشکی, پزشکی کودکان, آشنایی با مشکلات آلت تناسلی پسربچه ها |
قصه گفتن برای کودک تاثیر قصه گویی و فواید قصه گویی بر تربیت کودک کمکی بزرگ به والدین است. کودک شما اختلالات رفتاری دارد که شما بعد از امتحان کردن هزار و یک راه متاسفانه گاهی به تنبیه رو می آورید اما بهتر است دست نگاه دارید و با اصول و روشهای درست تربیت کودک با قصه خواندن بیشتر آشنا شوید.
گاهی یک قصه می تواند تاثیری بر زندگی و آینده ی کودک بگذارد که ده ها آموزش از آن عاجز است....
اختلال های رفتاری طبقه ای از رفتار کودک است. کودکانی که رفتارشان به این طبقه تعلق دارد از میزان شرارت و شیطنتی که ویژگی گروه سنی آن هاست پا را فراتر می گذارند. آن ها به طور جدی حقوق مسلم دیگران را زیر پا می گذارند و یا قوانین عمده اجتماعی را خدشه دار می کنند. گاهی بسیاری از کودکان از نظر هیجانی نیز با مشکل رو به رو می شوند و در معرض افسرده شدن قرار می گیرند. اختلالات هیجانی رفتاری به شرایطی اطلاق می شود که در آن پاسخ های هیجانی و رفتاری در مدرسه با هیجان های فرهنگی، سنتی، و قومی تفاوت داشته باشد؛ به طوری که در عملکرد تحصیلی فرد، مراقبت از خود، روابط اجتماعی، سازگاری فردی، رفتار در کلاس و سازگاری در محیط کار نیز تأثیر منفی داشته باشد. اغلب کودکان با اختلالات رفتاری احساسات منفی دارند و با دیگران بدرفتاری می کنند. در بیشتر موارد، معلمان و هم کلاسی ها آن ها را طرد می کنند، در نتیجه فرصت های آموزشی آنان کاهش می یابد. به رغم مشکلات فراوانی که این کودکان با آن مواجه اند، بیشتر آن ها تا سال ها پس از ورود به مدرسه شناسایی نمی شوند مگر این که اختلالات رفتاری و مشکلات تحصیلی آنان تشدید شود.
بسیاری از بزرگسالان تحمل رفتارهای کودکان با اختلالات رفتاری را ندارند و به تنبیه آنان نیز متوسل می شوند. این کودکان در مقایسه با همسالان بهنجار خود در جنبه های مهم زندگی محدودیت دارند و در تعاملات اجتماعی با مشکلات جدی مواجه اند. ناتوانی های این کودکان از رفتارهای آن ها ناشی می شود. قصه درمانی در سال های اخیر به صورت یکی از فنون بازی درمانی مطرح شده است. استفاده از قصه درمانی به مثابه یک فن درمانی فقط به درمان مشکلات روان شناختی کودکان منجر نمی شود. در قصه درمانی فرض بر این است که تغییر در زبان و ادبیات قصه های زندگی فرصت های جدیدی برای رفتار و روابط با دیگران ایجاد می کند.
تاثیر و فواید قصه خواندن برکودکانکودکان از طریق داستان ها و افسانه ها با حقایق و تجربه های زندگی آشنا می شوند. تأثیرپذیری از شخصیت های قصه، تقویت قدرت فهم و بیان، پرورش خلاقیت، آموزش زبان و افزایش گنجینه واژگان کودکان نیز از دیگر تأثیرهای آموزشی و تربیتی داستان سرایی به شمار می روند. در واقع داستان خلاقیت گسترده ای است که با آن هر فردی می تواند عقاید به ظاهر نامعقول را بازیابی و آن ها را جایگزین و استفاده سازنده از آن ها را مطرح کند.
داستان سرایی به مثابه تدبیری مداخله ای برای آموزش می تواند دانش آموزان را به کشف معنای منحصر به فرد بودن خود ترغیب کند و توانایی آن ها را برای برقراری ارتباط واقعی بین افکار و احساسات افزایش دهد. مهارت های کلامی متواند توانایی دانش آموزان را برای حل و فصل اختلاف بین فردی به صورت آرام و توأم با بحث و گفت و گو افزون سازد. بیان داستان و نیز گوش فرا دادن به آن دانش آموزان را به بهره گیری از تخیلاتشان تشویق می کند. این تخیل قوی می تواند اعتماد به نفس و انگیزش شخصی را در دانش آموزان افزایش دهد، زیرا آنان خود را برای نیل به امیال و آرزوهایشان شایسته و توانا تصور می کنند.
تاثیر قصه گویی بر درمان مشکلات رفتاری کودکان قصه ها می تواند از نظر تربیت اجتماعی، عاطفی و اخلاقی در کودک نیز موثر واقع شوند
قصه ها می تواند از نظر تربیت اجتماعی، عاطفی و اخلاقی نیز موثر واقع شوند و بسیاری از مقررات، هنجارهای اجتماعی و دستورالعمل های زندگی را منتقل کنند. چگونگی روبرو شدن با مشکل ها، حل آن ها و بسیاری از الگوهای رفتاری در گروه ها و طبقه های مختلف اجتماعی و سنی در داستان ها بیان می شود. اگر والدین یا درمان گران قادر به فهم افکار سری کودک یا شناسایی احساس های پنهان او باشند، هر اندازه تفسیرهای انجام شده نیز درست باشند، باز این فرصت از کودک گرفته می شود که خود از طریق شنیدن پی در پی داستان و تفکر درباره آن به احساس رویارویی موفقیت آمیز با مشکل خود دست یابد. به همین دلیل است که رویکردهای داستانی به روان درمانی تأکید دارد و قصه ها در چگونگی رفتار و واقعیت های کودکان نقش موثری ایفا می نماید. قصه ها به کودکان راه حل هایی ارائه می دهند که غیرمنتظره و شگفت انگیز و در عین حال شدنی و مثبت هستند. تلاش پژوهش گران و درمان گران منجر به استفاده از ادبیات و قصه و قصه درمانی شده است.
برخی از مسائل کودکان با مشکلات عاطفی و رفتاری از ضعف آگاهی و بهره نبردن از مهارت های اجتماعی، الگوی کلامی صحیح، رفتارهای جامعه پسندانه، مهارت های ارتباطی و دوست یابی، مسئولیت پذیری، و غیره ناشی می شود؛ پس آموزش این مهارت ها به این کودکان ممکن است تا حدودی از بروز این مشکلات پیشگیری کند. درمان گران و روان شناسان کودک می توانند جدیت بیشتری برای استفاده از قصه در مداخله های درمانی کودکان و نوجوانان نشان دهند و والدین و معلمان بهتر است استفاده گسترده تر از قصه های هدف دار را در برنامه های آموزشی و تربیتی کودکان بگنجانند به خصوص که این امر در سنت تربیتی فرهنگ ما جایگاه خاص خود را هم دارد.
در این جا چند نمونه از راهبردهای مهارت های اجتماعی را ذکر می کنیم که مربیان می توانند برای آموزش آن ها از داستان استفاده کنند و برای این که کودک مطالب را بهتر درک کند از سوال های نیمه سازمان یافته نیز کمک بگیرند. این راهبردها به کودکان پرخاش گر کمک می کند تا تمایلات و رفتارهای پرخاش گرانه خود را مهار کنند.
- پیوستن به فعالیت های دیگر
- ابراز خشم با لحن آرام
- ترک صحنه
- نپذیرفتن تقاضاهای دیگران به شیوه ای مودبانه
- یادآوری سودمندی و مزایای رفتار مناسب
- نادیده انگاشتن رفتار نامطلوب دیگران
- استفاده از جمله های تلفیقی
- هم دلی کردن
برچسبها: ایران گردی, روان شناسی, روان شناسی کودک, قصه گفتن برای کودک |
|
کم پشتی موی نوزاد دلایل خاصی دارد که بخش از انها مربوط به تغذیه مادر در دوران بارداری و بخشی دیگر عواملی هستند که به طور طبیعی منجر به کم پشتی موی نوزاد می شوند.
برخی مادرها تلاش می کنند با عمل به توصیه بزرگ ترها در دوران بارداری مواد غذایی ای مصرف کنند که موی نوزاد را پرپشت و ضخیم می کند و برخی بعد از تولد نوزاد به دنبال راه هایی برای رسیدن به این هدف هستند. با دکتر علی ناصح، فوق تخصص نوزادان و عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی در رابطه با علل کم پشتی موی نوزاد، اینکه چطور می توان موی نوزاد را پرپشت کرد و توصیه های قدیمی ها در این باره گفت و گو کردیم.
کم پشتی موی نوزاد طبیعی است؟ کم پشتی موی نوزادان زمان تولد بسیار طبیعی است. جنس موی نوزاد بسیار نازک و لطیف است و همین موضوع باعث می شود در شرایط عادی از حالت معمول کمتر دیده شود. از طرف دیگر، این موضوع ژنتیکی است و از دوران نوزادی برخی نوزادان موی کم پشت تر و برخی موی پرپشت تری دارند.
ریزش مو چطور؟از 2 تا 3 ماهگی به بعد به تدریج موی نوزاد در ناحیه پس سر که در تماس سایشی با تشک و متکا قرار دارد دچار ریزش می شود و تا چند ماه این مسئله ادامه دارد. بعد از 8-7 ماهگی به تدریج موهای ریخته دوباه رشد می کنند.
اگر کم پشتی موی کودک تا سن 3-2 سالگی همچنان ادامه داشت، آن وقت باید نگران بود و برای درمان با تخصص مشورت کرد.
کمبودهای تغذیه ای بدن مادر در دوران بارداری یا شیردهی می تواند عامل کم پشتی یا ریزش موی نوزاد باشد؟ در شرایط زندگی شهری و توجه ویژه ای که اغلب والدین به تغذیه مادران دارند، بعید به نظر می رسد که کمبودهای تغذیه ای در دوران بارداری باعث کم پشتی یا نازکی موی نوزاد شود. خصوصیت فیزیولوژیک شیر مادر نیز این طور است که فقیر و غنی نمی شناسد و به بهای تضعیف مادر شیر کیفیت خوبی دارد پس شرایط زندگی مادر تاثیری در رشد موی شیرخوار ندارد و بیشتر مسئله ژنتیک در میان است.
با این حال عفونت های پوستی از جمله درماتیت سبوروییک و اگزما و مسائل آلرژیک می تواند در کندی رشد مو یا ریزش آن تاثیر داشته باشد. کمبود برخی املاح نیز می تواند باعث ریزش مو شود اما در رژیم معمول این کمبودها بروز نمی کند و نیازی به دادن مکمل به شیرخوار نیست. گاهی متخصصان پوست برای تقویت موی شیرخواران مکمل هایی مثل بیوتین، سلنیوم، زینک و ویتامین های گروه B تجویز می کنند که چندان هم تاثیرگذار نیست.
شامپوهایی در داروخانه ها وجود دارد که گفته می شود پرپشت کننده موی کودک است. استفاده از آنها را توصیه می کنید؟
استفاده از این نوع شامپوها را در دوران نوزادی اصلا توصیه نمی کنم. کافی است در این دوران برای شستشوی سر و بدن کودک از شامپوهایی استفاده کنید که خاصیت اسیدی یا قلیایی ندارد.
برخی مادران روی سر نوزاد کلاه نمی گذارند و می گویند برای آنکه فرزندشان موی خوبی داشته باشد باید سرش هوا بخورد. این باور چقدر درست است؟ هواخوردن پوست هم در بحث سلامت پوست سر هم پوست سایر قسمت های بدن مهم است اما تحقیقی نشان نداده کلاه باعث کم پشتی یا ریزش موی نوزاد می شود. حتی توصیه می شود شب ها کلاه نخی نازکی سر نوزاد بگذارند تا از سر سرما نخورد.
چرا بهتر است موی کودکان را کوتاه نگه داریم؟ به طور متوسط بین 100 هزار تا 150 هزار مو روی سر وجود دارد. این موها در زمان جنینی درست شده و در بدو تولد وجود دارند. در بعضی به طور ژنتیکی تعداد موها کمتر و خود موها نازک تر هستند. موها در زمان نوزادی نازک ترند و به تدریج با افزایش سن ضخیم تر می شوند. در حال حاضر هیچ روش علمی و اثبات شده برای تقویت و پرپشت کردن موهای طبیعی زمان کودکی وجود ندارد. کوتاه کردن و تراشیدن موها هم در تقویت آنها موثر نیست، اما کوتاه نگه داشتن موهای بچه ها برای شستشوی آسان و رعایت مسائل بهداشتی پیشنهاد می شود. همچنین کوتاه کردن مرتب موها ظاهر آنها را پرپشت تر و زیباتر نشان می دهد.
به طور کلی موها نزدیک سر ضخیم ترند و هرچه قد آنها بلندتر می شود، نازک تر و آسیب پذیرتر می شوند. وقتی شما هر دو تا 3 هفته یک بار نوک موهای کودک را قیچی و کوتاه کنید؛ نوک های نازک و خراب حذف می شود و همه را به یک اندازه در می آورید. به این ترتیب موها زیباتر و پرپشت تر به نظر خواهندرسید. شانه کردن و برس زدن موها هم تقویت کننده آنها نیست.
اگر موهای شیرخوار به راحتی شانه نمی شوند، استفاده از نرم کننده در حمام ضروری است و منعی ندارد و برخلاف تصور عموم نرم کننده هرگز باعث ریزش مود نمی شد. بهتر است برای بچه ها نرم کننده معمولی استفاده کنید و آن را به ساقه موها بزنید چون اگر به ریشه زدده شود، ریشه موهای کف سر نرم و روی هم خوابیده می شود و به این ترتیب موها کم پشت تر به نظر می رسند. ضمنا بستن موهای شیرخوار با کش یا گل سرهایی که باعث فشار و کشش مو می شوند به ریشه موها آسیب جدی و غیرقابل بازگشت می زند.
توصیه های طب سنتی در دوران باردارینظر طب سنتی درباره کم پشتی موی نوزاد در طب سنتی، کیفیت و کمیت موی نوزاد مرتبط با مزاج او است. تمام غذاهایی که مادر در بارداری مصرف می کند، باعث تغییرمزاج جنین می شود. نوزادانی که با مزاج سرد متولد می شوند، موهای روشن و کم پشت و نوزادانی که مزاج گرم دارند، موهای مشکی و پرپشت و لخت و نوزادانی که مزاج خشک دارند، موهای مجعد و کم پشت دارند.
گفتنی است مادرانی که در بارداری غذاهای گرم و تر زیاد می خورند، نوزادان مو مشکی با موهای پر و لخت دارند. اما اگر غذاهای ترش میل کنند، نوزادشان موهای کم پشت و مجعدی خواهدداشت چون مزاج تابعی از ژنتیک و تغذیه است و وقتی در دوران جنینی ایجاد شد، دیگر تغییرپذیر نیست.
در دوران کودکی و بزرگسالینیز می تواند تاحدی مزاج را اصلاح کرد اما دوران جنینی اهمیت بسیار مهمی در شکل گیری مزاج دارد و بعد از آن به تدریج نقش تغذیه کمرنگ می شود. مادرانی که می خواهند نوزادشان در آینده موهای پرپشت و ضخیمی داشته باشد، باید غذاهای گرم و تر مثل سیب، کندر و مویز مصرف کنند.
برچسبها: ایران گردی, پزشکی, پزشکی کودکان, دانستنی هایی در مورد موی کودک |
كودكان به روشهاى مختلف نسبت به مرگ واكنش نشان مى دهند:اصلاً تعجب نكنيد اگر كودك ۲ ساله اى در آموزش مهارت توالت رفتن پسرفت كند يا كودك ۵ ساله اى نخواهد به مهد كودك هميشگى اش برود، چرا كه كودك در جست و جوى علت پريشانى و غمگينى بزرگترها است و مى خواهد بداند چرا برنامه روزمره اش تغيير كرده است. او با خودش فكر مى كند چرا به ناگهان جهان اطرافش اين همه نگران كننده شده است. از سوى ديگر، ممكن است كودكى هم باشد كه اصلاً واكنشى به مرگ نشان ندهد يا گاه گاهى در بين شادى و خوشحالى هاى كودكانه اش به ياد آن بيفتد كه اين هم كاملاً طبيعى است و دليل سنگدلى كودك نيست! اصولاً كودكان اين مفهوم را كم كم و به آهستگى درك مى كنند و نبايد انتظار داشت كه همه موضوع را در يك لحظه يا يك روز بفهمند و حتى بسيارى از آنها تا وقتى كه كاملاً احساس امنيت نكنند، به احساس غم خود اجازه ظهور نمى دهند، يعنى فرايندى كه ممكن است ماهها تا سالها به طول بينجامد، بخصوص اگر مرگ عزيزى را شاهد بوده باشند.بعضى از كودكان رفتارهايى انجام مى دهند كه به نظر عجيب مى رسد. مثل بازيهاى تشييع جنازه يا اداى مردن كسى را درآوردن. اين هم امرى طبيعى است، حتى اگر به نظر بزرگترها غير معقول باشد. بنابراين، اين روش ابراز احساسات در مورد مرگ را نبايد از كودك گرفت.
احساسات خود را در مورد مرگ توضيح بدهيد. سوگوارى يك قسمت بسيار مهم براى التيام غم مرگ عزيزان است و اين هم در مورد بزرگسالان و هم در مورد خردسالان صادق است كودك را نبايد با سوگوارى شديد، وحشت زده كرد، ولى از طرفى هم نبايد مسأله را بى اهميت جلوه داد. به كودك بايد توضيح داد كه بزرگترها هم نياز به گريه كردن دارند و اينكه ما به خاطر از دست دادن كسى ناراحت هستيم. در غير اين صورت، كودك كنجكاوانه تغييرات خلقى شما را درك مى كند و بخصوص وقتى حس كند مسأله اى وجود دارد، ولى شما سعى در مخفى كردن آن داريد، نگران تر مى شود.
به سؤالات كودك پاسخ دهيد. كنجكاوى كودكان درباره مرگ يك امر عادى است و نبايد از سؤالات آنها فرار كرد، بلكه بهتر است از فرصت پيش آمده استفاده كرده و به كودك كمك كنيم تا بتواند با مسأله از دست دادن ديگران روبرو بشود.
جوابهاى آسان و كوتاه عرضه كنيد. كودكان قدرت درك اطلاعات پيچيده و سنگين را ندارند. بنابراين سعى كنيد براى توضيح مرگ وارد جزئيات و بحثهاى پيچيده آن نشويد. آنچه براى كودكان بخصوص زير ۵ سال درك بهترى دارد، توضيح مرگ به عنوان توقف تمام كارهاى جسمانى است. مثلاً به او گفته شود مردن اين گربه يعنى اينكه او ديگر راه نمى رود يا غذا نمى خورد و چيزى را نمى بيند و هيچ دردى را احساس نمى كند و جسم آن ديگر كار نمى كند.
كودكان نياز دارند در مورد خودشان اطلاعاتى داشته باشند. ممكن است بپرسند كه «من كى مى ميرم؟» كه در جواب بهتر است گفته شود «هيچ كس نمى داند كه كى كسى مى ميرد، ولى بيشتر ما زمان خيلى خيلى زيادى زندگى مى كنيم. من مطمئنم كه تو تا وقتى كه خيلى پير بشوى، زندگى مى كنى.» يا ممكن است كودك بپرسد: «مامان، تو كى مى ميرى؟» اين سؤال معمولاً براى اوليا خيلى تكان دهنده است. عملاً منظور كودك از اين نوع سؤال اين است كه آيا تو از من مراقبت مى كنى و يا چه كسى بعد از اين از من مراقبت مى كند، بنابراين بهتر است به كودك گفته شود «مامان قوى و سالم است و خيلى خيلى وقت زيادى، پيش تو خواهد ماند.» حتى به كودكان زير ۵ سال توصيه مى شود اوليا بگويند «مامان نمى ميرد»، «بابا نمى ميرد».
بنابراين اگر اينگونه جواب بدهيم كه «فرزند عزيزم همه ما يك روزى مى ميريم» براى كودك مانند اين است كه بگوييم ما همين امروز مى ميريم.
واژه هاى مسأله سازدر بخش نخست مقاله، به چگونگى نگاه كودكان به مقوله مرگ و اينكه آنها نمى توانند مفهوم هميشگى بودن مرگ را درك كنند و در عوض، آن را به عنوان يك اتفاق موقت و قابل برگشت در نظر مى گيرند، اشاره شد. و همچنين نكته هايى براى ايجاد ارتباط مناسب با كودكان مطرح شد. در بخش پايانى ، ساير نكات مهم در اين زمينه مورد بررسى قرار مى گيرد.
از عبارت هايى كه به يك امرخوب اشاره مى كند، پرهيزكنيد.عبارت هاى معمول بزرگترها درمورد مرگ مثل «درآرامش استراحت كردن» يا «خواب ابدى» يا «رفتن به يك جاى دور» براى خردسالان بسيارگيج كننده است.
پس نگوييد كه «پدربزرگ خوابيده است» يا «به يك جاى دوررفته است». كودك ممكن است با اين توضيحات از رفتن به تختخواب نگران بشود و فكركند كه او هم ممكن است بخوابد و ديگر برنگردد، يا اگر شما به خريد و كار برويد، فكركند كه شما هم برنمى گرديد. مرگ را هرچه قابل لمس تر براى او توضيح بدهيد مثلاً بگوييد: «پدربزرگ خيلى خيلى پيرشده بود و بدن اش قادر به كاركردن نبود» اگر پدربزرگ قبل از مرگ مريض بوده اطمينان حاصل كنيد كه كودك بفهمد مريض شدن مثل سرماخوردن معنى مردن نمى دهد. به او توضيح بدهيد كه اين مريضى ها نمى تواند كسى را بكشد.
درمورد كاربرد واژه هاى خداوند و بهشت با احتياط كامل رفتاركنيد.دقت كنيد اين مفاهيم را براى يك كودك ۵ساله يا حتى كوچكتر به كار مى بريد و هدف شما اين است كه او را آرام كنيد. پس مراقب باشيد او را بيشتر گيج و مضطرب نكنيد.
براى مثال اگر بگوييد «مادربزرگ الآن خيلى خوشحال است چون توى بهشت است» كودك فكرمى كند «چطور مادربزرگ واقعاً خوشحال است اگر همه كسانى كه دور و برمن هستند، اين همه ناراحتند؟!» يا مثلاً بگوييد كه «عمو آنقدر خوب بود كه خداوند او را پيش خودش برد.» كودك فكرمى كند اگر خدا عمو را پيش خودش برده چون خوب بوده پس ممكن است مامان، من يا هركس خوب ديگرى را نيز پيش خودش ببرد!!» يا «اگر من هم خيلى خوب باشم مى توانم برم پيش خداوند و بابابزرگ را ببينم» يا اينكه «سعى كنم كه بچه بدى باشم تا بتوانم بيشتر پيش بابا و مامان بمانم!» بنابراين عبارتى به كار ببريد كه او را نگران تر نسازد. مثلاً بگوييد: «ما خيلى ناراحتيم كه بابابزرگ ديگر پيش ما نيست و ما خيلى دلتنگ او مى شويم ولى اين خوب است كه بدانى او الآن پيش خداوند است.»
منتظر واكنش هاى مختلفى ازسوى كودك باشيد.كودكان علاوه بر احساس غم درباره مرگ، احساس گناه يا خشم نيز پيدامى كنند. بخصوص اگر متوفى يك فرد نزديك خانواده باشد.
مثلاً كودك ممكن است فكركند خواهرش به خاطر حسادت هاى او مرده است يا چون او خواهرش را كتك مى زده و اذيت مى كرده، مرده است و از اين احساس به احساس گناه شديد برسد.
گاهى ممكن است كودك نسبت به متوفى خشمگين بشود كه چرا او را ترك كرده و رفته، يا حتى نسبت به شما، پزشكان و پرستاران احساس خشم كند.
ازسوى ديگر كودك ممكن است با بروز رفتارى كاملاً بى تفاوت شما را متعجب كند مثلاً بگويد«حالا كه بابا پيش ما نيست، من راحت تر مى توانم بازى كنم!» از اينگونه عبارات تعجب نكنيد و آنها را به حساب ناتوانى كودك از درك مفهوم پيچيده مرگ بگذاريد.
كودكان نمى توانند آنطور كه بزرگترها معنى و اثر مرگ را درك مى كنند، اين موضوع را درك كنند، بنابراين چنين كودكانى سنگدل و بى احساس نيستند.
انتظار تكرار سؤالات كودك را داشته باشيد. سؤالات تكرارى درمورد مرگ و توضيح علائم غم و ناراحتى براى كودك ممكن است مدت ها به طور بينجامد. حتى با بزرگترشدن وى و رشد مهارت هاى شناختى او، سؤالات تازه ترى مطرح مى شود.
نگران نباشيد كه توضيحات شما ناقص بوده، چرا كه سؤالات تكرارى كودكان يك امر طبيعى است. تنها كارى كه بايد بكنيد اين است كه با صبر هرچه تمامتر به آنها پاسخ دهيد.
به كودك كمك كنيد خاطرات خوب فرد فوت شده را به ياد بياورد. صحبت از شيرينى با او بودن و اجازه تعريف از گذشته دادن به كودك خيلى آرامش مى دهد. كودكان به روش هاى قابل لمس براى سوگوارى نيازمند هستند، بنابراين به جاى شركت درمراسم تدفين، كودك زير۵سال مى تواند در خانه شمع روشن كند يا يك آواز براى فرد درگذشته بخواند، تصوير او را بكشد يا در مراسم ديگر سوگوارى شركت داده شود.
دادن يك وسيله از فرد فوت شده به كودك، براى ايجاد احساس آرامش در او بسيار مؤثر است؛ مثلاً مى توان يك گردنبند از مادربزرگ را دراتاقش گذاشت.
گاهى اوقات مادر به علت سقط جنين بيمار، دچار سوگ مى شود. دراين موارد كودك نيز نگران مادر مى شود حتى بدون اينكه بداند حاملگى و تولد چه معنى مى دهد. او ممكن است احساس گناه كند و يا به سوگ ازدست رفتن نقش خواهر يا برادر بزرگترشدن خودش بنشيند كه شما ازقبل به او وعده داده بوديد. دراين مواقع، كودك احتياج دارد مطمئن بشود اينگونه مرگ و مير خيلى نادر است، بخصوص اگر شما قصد باردارى ديگرى داريد. به كودك بايد توضيح داد «بچه فوت شده به اندازه كافى بزرگ نشده بود كه بتواند به دنيا بيايد و بيرون شكم مامان زندگى كند». به كودك خود اجازه بدهيد با كشيدن يك نقاشى يا درست كردن يك كاردستى دراين باره سوگوارى خود را نشان بدهد.
درمواقعى كه از تلويزيون يك حادثه را مشاهده مى كنيد، كودك شما اضطراب و نگرانى شما را درك مى كند. بنابراين به او بگوييد «از اينكه مردم ناراحت شده اند و با سختى روبه رو هستند من هم ناراحت هستم. ولى دركنار تو، كودكم، خواهم بود و از تو مراقبت خواهم كرد.»
سعى كنيد كه كودك هرچه زودتر به زندگى هميشگى و روزمره اش برگردد، فعاليت ها و برنامه هاى هميشگى به كودك كمك مى كند كه زودتر احساس امنيت و آرامش كند.
در شرايط دشوارى كه خود شما ازيك غم بزرگ دررنج هستيد، انتظار رفتاركامل و بدون اشكال ازخود نداشته باشيد. دراين مواقع، ممكن است شما جلوى كودك گريه كنيد يا جواب سؤالات او را در وهله اول نداشته باشيد كه اينها همه طبيعى است. بنابراين از دوستان و اقوام كمك بخواهيد و به ياد داشته باشيد هرچه شما به خودتان بيشتر كمك كنيد تا با مسأله سوگ كنار بياييد، به كودكتان نيز بيشتر مى توانيد يارى برسانيد.
|